حمد الله مستوفى قزوينى

352

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

به يثرب در اين حالت از مُلكِ شام * سپاهى ز مروانيان شد تمام نشستند در ديه وادى قرى * از اين گشت مختار جنگ‌آزما « 1 » 130 ز ابن زبيرى اجازت بخواست * كه با شاميان زين كند جنگ راست زبيرى بَر او گرچه ايمن نبود * نشايست از اين كار منعش نمود در آن گشت دستور و چندى سپاه * ز مكّه فرستاد آن جايگاه به لشكر چنين گفت : « اگر آن سپاه * زِ مروانيان‌اند پيكارخواه مددكار باشيدشان در نبرد * كه مروانى از ما شود روى زرد 135 ور از حيله زين سوى كردند رو * نخستين از ايشان شويد « 2 » جنگجو » ( 328 ) پس آنگاه از شاميان كين كشيد * همه دشمنان را بزارى كشيد چو از كوفه و مكّه آمد سپاه * به يثرب رسيدند برهم به راه بر آن بود مكّى كه كوفى به جنگ * برِ شامى آيد نسازد درنگ چنين گفت كوفى كه : « ما را درنگ * در اين است فرمان نه تيزى به جنگ « 3 » » 140 بدانست مكّى كه كوفى سپاه * ز حيلت بدان سو سپُرده‌ست راه فرستادشان نزلى آن شب به پيش * از آن كردشان ايمن از مكرِ خويش به شب تاختن برد و ز ايشان دمار * به حكم زبيرى برآورد خوار سپهبد تبه گشت و ميران اسير * سپاهى گريزنده شد خيره خير دو بهره تبه گشت در رَه بزار * سديگر به كوفه درون رفت خوار 145 چو مكّى ز كوفى سپه بازرَست * به پيكار شامى ميان را ببست برفت و از ايشان فراوان بكُشت * به مكّى نمودند ناچار پشت به مكّه شدند مكّيان ز آن ديار * دو لشكر شكسته به يك كارزار به پيش حنيفيّه « 4 » ، مختار مرد * فرستاد و زين گونه درخواه كرد كه فرمان دهد تا مَدينى ورا * مددكار گردد در اين ماجرا 150 كه مروانيان را ز بيش و زِ كم * نماند كه مانند اندر حَرم فرستاد پاسخ حنيفيّه باز * كه : « از طاعتم زين سخن بىنياز

--> ( 1 ) ( ب 129 ) . مصراع دوم ، در اصل : مختار جنكارما . ( 2 ) ( ب 135 ) . در اصل : ازيشان شوند . ( 3 ) ( ب 139 ) . در اصل : نيرى بجنك . ( 4 ) ( ب 148 ) . « منظور ، محمد بن حنفيه » .